
پرستاری داخلی جراحی برونر و سودارث 2022 مغز و اعصاب جلد پانزدهم
فارسی
۱8+ (بزرگسال)
294
وزیری
شومیز
سیاهوسفید
1401
اول
412 گرم
ارسال سریع
ارسال ۲ ساعته به تهران و در اسرع وقت به شهرهای دیگر
۶۸۰٬۰۰۰ تومان
۵۷۸٬۰۰۰ تومان
ویژگیهای کتاب
معرفی کتاب
معرفی کتاب پرستاری داخلی جراحی برونر و سودارث ۲۰۲۲؛ مغز و اعصاب، جلد پانزدهم
کتاب پرستاری داخلی جراحی برونر و سودارث ۲۰۲۲؛ مغز و اعصاب، جلد پانزدهم یکی از مجلدات تخصصی مجموعه معتبر Brunner & Suddarth's Textbook of Medical-Surgical Nursing است که به ارزیابی عملکرد دستگاه عصبی، شناخت بیماریهای مغز و نخاع و اصول مراقبت پرستاری از بیماران مبتلا به اختلالات عصبی اختصاص دارد.
این کتاب بر اساس ویرایش پانزدهم مرجع برونر و سودارث، منتشرشده در سال ۲۰۲۲ از سوی انتشارات والترز کلوور (Wolters Kluwer)، با ویراستاری جنیس ال. هینکل (Janice L. Hinkle)، کری اچ. چیور (Kerry H. Cheever) و کریستن جی. اوربو (Kristen J. Overbaugh) تنظیم شده است.
دستگاه عصبی مسئول دریافت و پردازش اطلاعات حسی، کنترل حرکت، تنظیم بسیاری از عملکردهای حیاتی، شناخت، حافظه و هوشیاری است. بیماریها و آسیبهای این دستگاه ممکن است با اختلال سطح هوشیاری، ضعف یا فلج، تغییرات حسی، مشکلات گفتار و بلع، تشنج یا کاهش توانایی انجام فعالیتهای روزمره همراه باشند.
مراقبت از بیماران مغز و اعصاب به ارزیابی دقیق، شناسایی سریع تغییرات بالینی و همکاری نزدیک میان اعضای تیم درمان نیاز دارد. در این حوزه، حتی تغییرات محدود در سطح هوشیاری، پاسخ مردمکها یا قدرت حرکتی ممکن است اهمیت بالینی قابلتوجهی داشته باشند.
جلد پانزدهم برونر و سودارث با پیوند دادن آناتومی و فیزیولوژی دستگاه عصبی به بیماریشناسی، روشهای تشخیص، درمان و مراقبت پرستاری، چارچوبی منظم برای مطالعه نورولوژی و پرستاری جراحی مغز و اعصاب فراهم میکند.
ساختار و سرفصلهای اصلی کتاب
بخش پانزدهم ویرایش پانزدهم منبع انگلیسی با عنوان «عملکرد عصبی» (Neurologic Function) شامل شش فصل، از فصل ۶۰ تا ۶۵، است:
- فصل ۶۰: ارزیابی عملکرد دستگاه عصبی (Assessment of Neurologic Function)
- فصل ۶۱: مدیریت بیماران مبتلا به اختلال عملکرد عصبی (Management of Patients With Neurologic Dysfunction)
- فصل ۶۲: مدیریت بیماران مبتلا به اختلالات عروق مغزی (Management of Patients With Cerebrovascular Disorders)
- فصل ۶۳: مدیریت بیماران مبتلا به ترومای عصبی (Management of Patients With Neurologic Trauma)
- فصل ۶۴: مدیریت بیماران مبتلا به عفونتهای عصبی، اختلالات خودایمنی و نوروپاتیها (Management of Patients With Neurologic Infections, Autoimmune Disorders, and Neuropathies)
- فصل ۶۵: مدیریت بیماران مبتلا به تومورها و بیماریهای تحلیلبرنده دستگاه عصبی (Management of Patients With Oncologic or Degenerative Neurologic Disorders)
این فصلبندی از ارزیابی عملکرد طبیعی دستگاه عصبی آغاز میشود و به اختلالات هوشیاری، بیماریهای عروق مغزی، آسیبهای تروماتیک، بیماریهای التهابی و عفونی و اختلالات توموری و تحلیلبرنده گسترش مییابد.
آناتومی و فیزیولوژی دستگاه عصبی
دستگاه عصبی از بخش مرکزی، شامل مغز و نخاع، و بخش محیطی، شامل اعصاب و ساختارهای مرتبط، تشکیل شده است. نورونها و سلولهای گلیال در انتقال پیام، پردازش اطلاعات و حفظ عملکرد بافت عصبی مشارکت دارند.
قشر مخ، ساقه مغز، مخچه و نخاع وظایف متفاوت اما مرتبطی بر عهده دارند. شناخت مسیرهای حرکتی و حسی، اعصاب جمجمهای و سیستم عصبی خودمختار برای درک تظاهرات بیماریهای عصبی ضروری است.
ارزیابی نورولوژیک بیمار
ارزیابی بالینی دستگاه عصبی شامل بررسی سطح هوشیاری، وضعیت شناختی، گفتار، عملکرد اعصاب جمجمهای، قدرت عضلانی، حس، هماهنگی حرکتی، تعادل و رفلکسهاست.
در پرستاری، مقایسه یافتههای جدید با وضعیت پایه بیمار اهمیت ویژهای دارد. تغییر ناگهانی در قدرت یک اندام، پاسخگویی، گفتار یا اندازه و واکنش مردمکها ممکن است نیازمند ارزیابی فوری باشد.
ارزیابی نورولوژیک باید متناسب با شرایط بیمار انجام شود؛ زیرا عوامل مختلفی مانند داروهای آرامبخش، اختلالات متابولیکی و مشکلات شنوایی یا ارتباطی ممکن است بر پاسخ بیمار تأثیر بگذارند.
مقیاس کمای گلاسکو
مقیاس کمای گلاسکو (GCS) یکی از ابزارهای شناختهشده برای ارزیابی پاسخ چشمی، کلامی و حرکتی بیمار است.
این مقیاس در بیماران دارای اختلال هوشیاری، بهویژه پس از آسیب مغزی، کاربرد دارد. ثبت جداگانه اجزای آن میتواند از ثبت صرف یک نمره کلی اطلاعات بیشتری فراهم کند.
بااینحال، نمره گلاسکو بهتنهایی جایگزین ارزیابی کامل نورولوژیک نیست و عواملی مانند لولهگذاری تراشه، داروها یا آسیبهای همراه ممکن است بر امکان ارزیابی بعضی اجزا تأثیر بگذارند.
روشهای تشخیصی بیماریهای مغز و اعصاب
توموگرافی رایانهای (CT)، تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI)، آنژیوگرافی و برخی روشهای بررسی عروق مغزی از ابزارهای مهم تشخیص اختلالات عصبی هستند.
الکتروانسفالوگرافی (EEG) برای بررسی فعالیت الکتریکی مغز و الکترومیوگرافی (EMG) و مطالعات هدایت عصبی برای ارزیابی برخی اختلالات اعصاب و عضلات کاربرد دارند.
پونکسیون کمری و بررسی مایع مغزینخاعی نیز در شرایط منتخب اطلاعات تشخیصی مهمی فراهم میکنند. انتخاب روش مناسب به علائم، شرایط بیمار و تشخیصهای احتمالی وابسته است.
اختلال سطح هوشیاری
کاهش سطح هوشیاری ممکن است به دلایلی مانند آسیب ساختاری مغز، اختلالات متابولیکی، مسمومیتها، تشنج یا کاهش اکسیژنرسانی ایجاد شود.
در مراقبت پرستاری، بررسی وضعیت راه هوایی، تنفس، گردش خون، پاسخهای عصبی و روند تغییرات اهمیت دارد.
همچنین پیشگیری از آسپیراسیون، آسیب فشاری و سایر عوارض ناشی از کاهش تحرک و اختلال هوشیاری از اجزای مهم مراقبت این بیماران است.
افزایش فشار داخل جمجمه
فشار داخل جمجمه تحت تأثیر حجم بافت مغز، خون و مایع مغزینخاعی قرار دارد. افزایش غیرطبیعی فشار ممکن است در اثر آسیب مغزی، خونریزی، ادم یا ضایعات فضاگیر ایجاد شود.
تغییر سطح هوشیاری، اختلالات مردمکی و برخی تغییرات عصبی ممکن است نشانه وخامت بیمار باشند.
در مراقبت پرستاری، پایش دقیق وضعیت عصبی، جلوگیری از عوامل تشدیدکننده آسیب ثانویه و اجرای مداخلات تجویزشده اهمیت دارد. علائم دیررس افزایش فشار داخل جمجمه نباید مبنای انتظار برای آغاز ارزیابی قرار گیرند.
تشنج و صرع
تشنج ناشی از فعالیت الکتریکی غیرطبیعی و بیشازحد یا همزمان گروهی از نورونهای مغز است. صرع نیز یک اختلال مغزی با استعداد پایدار برای بروز تشنجهای صرعی محسوب میشود.
تشنجها از نظر شروع، تظاهرات حرکتی و غیرحرکتی و تأثیر بر سطح آگاهی متفاوت هستند.
در مراقبت پرستاری، حفاظت از بیمار در برابر آسیب، ثبت دقیق ویژگیها و مدت تشنج، پایش وضعیت تنفسی و توجه به پاسخ پس از حمله اهمیت دارد.
استاتوس اپیلپتیکوس
استاتوس اپیلپتیکوس یا وضعیت صرعی یک فوریت نورولوژیک است. تشنج تونیک–کلونیک مداوم به مدت پنج دقیقه یا بیشتر، یا تشنجهای تکرارشونده بدون بازیابی هوشیاری میان آنها، از شرایطی است که به اقدام اورژانسی نیاز دارد.
در مراقبت پرستاری، ثبت زمان شروع تشنج، حفاظت از راه هوایی، پایش علائم حیاتی و اجرای پروتکل درمانی اهمیت دارد.
قرار دادن اشیا در دهان بیمار هنگام تشنج اقدامی نادرست و خطرناک است.
سکته مغزی ایسکمیک
سکته مغزی ایسکمیک زمانی رخ میدهد که کاهش یا قطع خونرسانی به بخشی از مغز موجب آسیب بافت عصبی شود.
ضعف ناگهانی یکطرفه، اختلال گفتار، تغییر دید، افتادگی صورت یا اختلال ناگهانی تعادل از علائم احتمالی هستند.
در این شرایط، زمان شروع علائم یا آخرین زمان مشاهده بیمار در وضعیت طبیعی اهمیت بالینی فراوانی دارد؛ زیرا برخی درمانهای بازخونرسانی تنها برای بیماران واجد شرایط و در محدودههای زمانی مشخص قابل استفادهاند.
سکته مغزی هموراژیک
سکته هموراژیک در اثر خونریزی درون مغز یا برخی فضاهای اطراف آن رخ میدهد و از نظر سازوکار، ارزیابی و درمان با سکته ایسکمیک تفاوت دارد.
خونریزی ممکن است با اختلال سطح هوشیاری، سردرد شدید، ضعف یا سایر نشانههای عصبی همراه باشد.
در مراقبت پرستاری، پایش وضعیت عصبی و همودینامیک، شناسایی علائم افزایش فشار داخل جمجمه و اجرای مراقبت مطابق برنامه تخصصی اهمیت دارد.
حمله ایسکمیک گذرا
حمله ایسکمیک گذرا (TIA) با اختلال عصبی گذرا ناشی از ایسکمی موضعی مغز، نخاع یا شبکیه و بدون شواهد انفارکتوس حاد مرتبط است.
برطرفشدن علائم به معنای بیخطر بودن وضعیت نیست؛ زیرا TIA میتواند نشانه خطر بالاتر سکته مغزی در آینده نزدیک باشد.
آموزش بیمار درباره ضرورت ارزیابی فوری و کنترل عوامل خطر از موضوعات مهم مراقبت پرستاری است.
مراقبت پرستاری پس از سکته مغزی
بیماران پس از سکته مغزی ممکن است با ضعف اندامها، اختلال بلع، مشکلات ارتباطی، تغییرات شناختی و کاهش استقلال عملکردی مواجه شوند.
ارزیابی بلع پیش از آغاز دریافت خوراکی در بیماران واجد شرایط، پیشگیری از آسپیراسیون و توجه به وضعیت تغذیه از اقدامات مهم هستند.
همچنین پیشگیری از آسیب فشاری، پایش عوارض بیحرکتی و همکاری در برنامه توانبخشی اهمیت دارد.
آسیب تروماتیک مغز
آسیب تروماتیک مغز (TBI) ممکن است در اثر ضربه مستقیم یا نیروهای شتاب و کاهش شتاب ایجاد شود و با درجات متفاوتی از اختلال عملکرد عصبی همراه باشد.
آسیب اولیه در زمان حادثه رخ میدهد، اما عوامل ثانویه مانند هیپوکسی، افت فشار خون و اختلالات متابولیکی میتوانند به آسیب بیشتر منجر شوند.
در پرستاری، شناسایی تغییرات عصبی، مراقبت از اکسیژنرسانی و گردش خون و پایش عوارض احتمالی اهمیت اساسی دارد.
خونریزیهای داخل جمجمه پس از تروما
هماتوم اپیدورال، هماتوم سابدورال و سایر خونریزیهای تروماتیک از آسیبهای مهم داخل جمجمه هستند.
تظاهرات این شرایط ممکن است متفاوت باشد و برخی بیماران در ابتدا علائم محدودی داشته باشند، اما سپس دچار وخامت شوند.
بنابراین پیگیری روند سطح هوشیاری، معاینه مردمکها و عملکرد حرکتی از موضوعات مهم مراقبت است.
آسیب نخاعی
آسیب نخاع میتواند موجب اختلال حرکتی، حسی و عملکرد خودمختار در سطوح پایینتر از محل آسیب شود.
میزان و نوع اختلال به سطح و شدت آسیب وابسته است. بعضی بیماران ممکن است با ضعف یا فلج، اختلال کنترل مثانه و روده یا مشکلات تنفسی مواجه شوند.
در مراقبت پرستاری، حفظ ایمنی ستون فقرات در مرحله اولیه، پایش تنفس و گردش خون، مراقبت از پوست و برنامهریزی توانبخشی اهمیت دارد.
شوک نوروژنیک و دیسرفلکسی خودمختار
شوک نوروژنیک ممکن است پس از برخی آسیبهای نخاعی، بهویژه در سطوح بالاتر، با افت فشار خون و تغییرات ضربان قلب همراه شود.
دیسرفلکسی خودمختار نیز عارضهای بالقوه خطرناک در برخی بیماران مبتلا به آسیب نخاعی، معمولاً در سطح T6 یا بالاتر، است که ممکن است با افزایش شدید فشار خون و علائم خودمختار همراه باشد.
شناخت این دو وضعیت و تفاوت آنها برای ارزیابی و مراقبت پرستاری اهمیت ویژهای دارد.
مننژیت
مننژیت به التهاب پردههای پوشاننده مغز و نخاع گفته میشود و ممکن است علل عفونی یا غیرعفونی داشته باشد.
تب، سردرد، سفتی گردن و تغییر وضعیت ذهنی از علائم احتمالی هستند، اما همه بیماران مجموعه کامل این علائم را نشان نمیدهند.
مننژیت باکتریایی میتواند بهسرعت پیشرفت کند و نیازمند ارزیابی و درمان فوری است. در مراقبت پرستاری، پایش وضعیت عصبی و عمومی بیمار و رعایت اقدامات کنترل عفونت متناسب با عامل بیماری اهمیت دارد.
انسفالیت
انسفالیت به التهاب بافت مغز گفته میشود و میتواند در اثر عفونت یا سازوکارهای ایمنی ایجاد شود.
تغییر رفتار، اختلال شناختی، کاهش هوشیاری، تشنج و تب از تظاهرات احتمالی هستند.
در مراقبت پرستاری، توجه به تغییرات وضعیت عصبی، ایمنی بیمار، مدیریت علائم و اجرای اقدامات تشخیصی و درمانی تجویزشده اهمیت دارد.
مولتیپل اسکلروزیس
مولتیپل اسکلروزیس (MS) بیماری مزمن با واسطه ایمنی دستگاه عصبی مرکزی است که با آسیب به میلین و دیگر اجزای بافت عصبی ارتباط دارد.
اختلالات بینایی، ضعف، تغییرات حسی، خستگی و مشکلات تعادل از تظاهرات احتمالی هستند. سیر بیماری ممکن است عودکننده یا پیشرونده باشد.
در پرستاری، ارزیابی عملکرد بیمار، آموزش درباره درمانهای تعدیلکننده بیماری، مدیریت علائم و حمایت از کیفیت زندگی اهمیت دارد.
سندرم گیلنباره
سندرم گیلنباره یکی از نوروپاتیهای حاد با واسطه ایمنی است که معمولاً با ضعف پیشرونده و کاهش رفلکسها همراه میشود.
درگیری عضلات تنفسی و اختلال عملکرد خودمختار از عوارض مهم این بیماری هستند.
در مراقبت پرستاری، پایش قدرت عضلانی، وضعیت تنفسی، علائم حیاتی و تغییرات عملکردی اهمیت ویژهای دارد.
میاستنی گراویس
میاستنی گراویس بیماری خودایمنی محل اتصال عصب و عضله است که ممکن است با ضعف نوساندار عضلات همراه باشد.
افتادگی پلک، دوبینی، مشکلات بلع و ضعف عضلات اندامها از علائم احتمالی هستند.
در بعضی بیماران، ضعف عضلات تنفسی میتواند به بحران میاستنیک منجر شود. در مراقبت پرستاری، ارزیابی تنفس، بلع و پاسخ به درمان اهمیت دارد.
نوروپاتیهای محیطی
نوروپاتیهای محیطی ممکن است در اثر دیابت، کمبودهای تغذیهای، عوامل سمی، بیماریهای التهابی یا سایر اختلالات ایجاد شوند.
کاهش حس، درد نوروپاتیک، گزگز و ضعف عضلانی از تظاهرات احتمالی هستند.
در مراقبت پرستاری، ارزیابی خطر سقوط، مراقبت از اندامهای دارای کاهش حس، مدیریت درد و آموزش بیمار اهمیت دارد.
بیماری پارکینسون
بیماری پارکینسون یک اختلال عصبی پیشرونده است که با تغییر عملکرد مسیرهای دوپامینرژیک و سایر سامانههای عصبی ارتباط دارد.
کندی حرکت، سفتی عضلات و لرزش استراحت از نشانههای حرکتی شناختهشده آن هستند. مشکلات خواب، یبوست، اختلالات خلقی و برخی مشکلات شناختی نیز ممکن است مشاهده شوند.
در مراقبت پرستاری، توجه به زمانبندی دقیق داروها، ایمنی حرکت، ارزیابی بلع و حمایت از استقلال بیمار اهمیت دارد.
بیماری آلزایمر و اختلالات شناختی
بیماری آلزایمر یکی از علل مهم اختلال شناختی پیشرونده است و معمولاً با تغییرات حافظه و سایر تواناییهای شناختی همراه میشود.
اختلالات شناختی ممکن است بر مصرف داروها، تغذیه، ایمنی و انجام فعالیتهای روزمره تأثیر بگذارند.
در مراقبت پرستاری، ارتباط متناسب با توانایی شناختی بیمار، حفظ محیط ایمن، حمایت از عملکرد باقیمانده و توجه به نیازهای مراقبان اهمیت دارد.
اسکلروز جانبی آمیوتروفیک
اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS) یک بیماری پیشرونده نورونهای حرکتی است که میتواند موجب ضعف عضلانی و اختلال در حرکت، گفتار، بلع و تنفس شود.
شدت و سرعت پیشرفت بیماری در بیماران مختلف متفاوت است.
در مراقبت پرستاری، پایش وضعیت تغذیه و تنفس، حمایت از ارتباط، پیشگیری از عوارض بیحرکتی و هماهنگی خدمات حمایتی اهمیت دارد.
تومورهای مغز و نخاع
تومورهای دستگاه عصبی مرکزی ممکن است اولیه یا ناشی از انتشار بدخیمی از سایر اندامها باشند.
سردرد، تشنج، تغییرات شناختی و علائم عصبی موضعی از تظاهرات احتمالی هستند؛ اما نوع علائم به محل، اندازه، سرعت رشد و سایر ویژگیهای تومور بستگی دارد.
در مراقبت پرستاری، پایش وضعیت عصبی، مدیریت علائم، مراقبت پیرامون جراحی و حمایت از بیمار در جریان درمانهای انکولوژیک اهمیت دارد.
مراقبت پیرامون جراحی مغز و اعصاب
بیماران تحت جراحی مغز و اعصاب ممکن است به پایش اختصاصی سطح هوشیاری، پاسخ مردمکها، قدرت حرکتی و وضعیت تنفسی و همودینامیک نیاز داشته باشند.
در مراقبت پس از عمل، شناسایی خونریزی، تغییرات عصبی، عفونت و سایر عوارض احتمالی اهمیت دارد.
برنامه مراقبت باید با نوع جراحی، محل ضایعه، شرایط بیمار و دستورات تیم درمان هماهنگ باشد.
اختلال بلع و پیشگیری از آسپیراسیون
بسیاری از بیماریهای عصبی، از جمله سکته مغزی، پارکینسون و برخی بیماریهای نورون حرکتی، ممکن است بر هماهنگی بلع تأثیر بگذارند.
اختلال بلع میتواند با سوءتغذیه، کمآبی و افزایش خطر ورود مواد به راه هوایی همراه شود.
در مراقبت پرستاری، شناسایی علائم دیسفاژی، اجرای غربالگری مناسب و رعایت برنامه تغذیهای تجویزشده اهمیت دارد. نبود سرفه هنگام بلع همواره احتمال آسپیراسیون را رد نمیکند.
توانبخشی عصبی
بیماریها و آسیبهای دستگاه عصبی ممکن است با محدودیتهای حرکتی، حسی، شناختی و ارتباطی همراه باشند.
توانبخشی عصبی ممکن است شامل فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتاردرمانی و آموزش مهارتهای سازگاری باشد.
هدف، حفظ یا بازیابی حداکثر عملکرد ممکن، کاهش عوارض و حمایت از مشارکت بیمار در فعالیتهای روزانه است.
مراقبت از بیمار و خانواده
بیماریهای عصبی ممکن است به مراقبت بلندمدت و مشارکت خانواده یا مراقبان نیاز داشته باشند. کاهش استقلال، مشکلات ارتباطی و تغییرات رفتاری میتوانند فشار روانی و اجتماعی ایجاد کنند.
در مراقبت پرستاری، آموزش بیمار و خانواده، بررسی نیازهای حمایتی و برنامهریزی برای ترخیص و مراقبت در منزل اهمیت دارد.
حفظ کرامت بیمار و مشارکت او در تصمیمگیری، متناسب با توانایی شناختی و ارتباطی، از اصول اساسی مراقبت فردمحور است.
مخاطبان کتاب
پرستاری داخلی جراحی برونر و سودارث ۲۰۲۲؛ مغز و اعصاب، جلد پانزدهم برای دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد پرستاری، پرستاران بخشهای نورولوژی، جراحی مغز و اعصاب، مراقبتهای ویژه، اورژانس و مراکز توانبخشی مناسب است.
همچنین داوطلبان آزمونهای استخدامی و تحصیلات تکمیلی پرستاری میتوانند از این جلد برای مرور ارزیابی نورولوژیک، سکته مغزی، آسیبهای مغز و نخاع، تشنج، عفونتهای عصبی و بیماریهای تحلیلبرنده استفاده کنند.
بررسی کتاب
بررسی تخصصی کتاب پرستاری داخلی جراحی برونر و سودارث ۲۰۲۲؛ مغز و اعصاب، جلد پانزدهم
پرستاری مغز و اعصاب یکی از حوزههای پیچیده مراقبت بالینی است؛ زیرا اختلالات دستگاه عصبی ممکن است بر هوشیاری، تنفس، حرکت، بلع، شناخت و بسیاری از عملکردهای حیاتی تأثیر بگذارند. کتاب برونر و سودارث ۲۰۲۲؛ مغز و اعصاب، جلد پانزدهم با بررسی ارزیابی نورولوژیک، اختلال عملکرد عصبی، بیماریهای عروق مغزی، تروما و بیماریهای عفونی و تحلیلبرنده، چارچوبی جامع برای آموزش پرستاری این حوزه فراهم میکند.
مهمترین ارزش آموزشی این جلد، ارتباط دادن محل و سازوکار آسیب عصبی با تظاهرات بالینی و اولویتهای مراقبتی است. برای مثال، ضعف ناگهانی یکطرفه ممکن است به اختلال در مسیرهای حرکتی مرکزی مربوط باشد؛ درحالیکه ضعف پیشرونده همراه با کاهش رفلکسها ممکن است تشخیصهای متفاوتی را مطرح کند.
ساختار علمی و انسجام فصلها
بخش پانزدهم منبع اصلی از شش فصل تشکیل شده است. این بخش با ارزیابی دستگاه عصبی آغاز میشود و سپس به اختلال هوشیاری، سکته مغزی، آسیبهای تروماتیک، عفونتها، بیماریهای خودایمنی، نوروپاتیها و اختلالات توموری و تحلیلبرنده میپردازد.
این ترتیب آموزشی منطقی است؛ زیرا تفسیر علائم بیماریهای عصبی به شناخت ساختمان و عملکرد دستگاه عصبی وابسته است.
همچنین قرارگرفتن بیماریهای حاد و مزمن در یک بخش، به خواننده کمک میکند تفاوت میان مراقبت اورژانسی، مراقبت بیمار بستری و توانبخشی طولانیمدت را بهتر درک کند.
ارزیابی نورولوژیک و اهمیت تغییرات ظریف
یکی از مهمترین مهارتهای پرستاری مغز و اعصاب، انجام و ثبت ارزیابی عصبی بهصورت منظم و قابلمقایسه است.
سطح هوشیاری، گفتار، قدرت اندامها، پاسخ مردمکها و تغییرات شناختی از یافتههای مهم هستند. اما ارزش این اطلاعات به ثبت دقیق وضعیت پایه و روند تغییرات وابسته است.
برای مثال، کاهش جدید توانایی پاسخگویی ممکن است در بعضی بیماران زودتر از سایر نشانههای واضح وخامت ظاهر شود.
این مبحث به دانشجو میآموزد که ارزیابی عصبی تنها انجام چند آزمون منفرد نیست، بلکه فرایندی پیوسته برای شناسایی تغییرات بالینی است.
مقیاس کمای گلاسکو و محدودیتهای آن
مقیاس کمای گلاسکو ابزار پرکاربردی برای توصیف پاسخ چشمی، کلامی و حرکتی است، اما نباید بهتنهایی معادل ارزیابی کامل سطح هوشیاری یا شدت تمام اختلالات مغزی تلقی شود.
نمره کلی مشابه ممکن است از ترکیب پاسخهای متفاوتی به دست آمده باشد. بنابراین ثبت اجزای پاسخ اهمیت دارد.
همچنین بیمار لولهگذاریشده، تحت آرامبخشی یا دارای آسیبهای همراه ممکن است در برخی اجزای مقیاس قابل ارزیابی نباشد.
شناخت این محدودیتها از تفسیر نادرست وضعیت عصبی جلوگیری میکند.
اختلال هوشیاری و اولویتهای مراقبتی
بیماران دارای کاهش سطح هوشیاری ممکن است در معرض خطر آسپیراسیون، اختلال حفاظت از راه هوایی، آسیب فشاری و سایر عوارض بیحرکتی باشند.
در این شرایط، مراقبت باید همزمان به علل احتمالی اختلال هوشیاری و پیامدهای آن توجه کند.
برای مثال، کاهش هوشیاری میتواند ناشی از آسیب ساختاری مغز یا عوامل متابولیکی باشد. بنابراین ارزیابی بیمار به بررسی وضعیت تنفس، گردش خون، گلوکز و سایر دادههای بالینی نیز نیاز دارد.
افزایش فشار داخل جمجمه و آسیب ثانویه مغز
افزایش فشار داخل جمجمه از وضعیتهای مهم مراقبت عصبی است که ممکن است بر خونرسانی مغز تأثیر بگذارد.
در بیمار دچار آسیب مغزی، جلوگیری از هیپوکسی و افت فشار خون از اصول مهم کاهش خطر آسیب ثانویه است.
از نظر پرستاری، توجه به وضعیت تنفسی، تغییرات هوشیاری و نشانههای جدید عصبی اهمیت دارد.
یکی از نکات علمی مهم این است که بعضی علائم کلاسیک افزایش فشار داخل جمجمه ممکن است دیر ظاهر شوند؛ بنابراین تأخیر در ارزیابی تا بروز مجموعه کامل علائم، رویکرد ایمنی نیست.
سکته مغزی و اهمیت زمان
سکته مغزی از مهمترین فوریتهای نورولوژی است و در برخی بیماران، تشخیص و درمان سریع میتواند بر پیامدهای عملکردی تأثیر بگذارد.
در مراقبت پرستاری، شناسایی ضعف ناگهانی، اختلال گفتار، تغییر دید یا سایر علائم هشداردهنده اهمیت دارد.
زمان آخرین وضعیت طبیعی بیمار باید با دقت مشخص شود؛ زیرا در تصمیمگیری درباره برخی مداخلات بازخونرسانی نقش دارد.
همچنین افتراق سکته ایسکمیک از خونریزی مغزی برای انتخاب درمان ضروری است و صرف علائم بالینی برای تعیین نوع سکته کافی نیست.
مراقبت پس از سکته مغزی و پیشگیری از عوارض
پس از سکته مغزی، مشکلاتی مانند دیسفاژی، ضعف اندامها، اختلال ارتباط و کاهش تحرک ممکن است نیازمند مراقبت باشند.
یکی از موضوعات بسیار مهم، غربالگری بلع پیش از دریافت خوراکی در بیمارانی است که به آن نیاز دارند.
این اقدام میتواند به شناسایی خطر آسپیراسیون و تعیین ضرورت ارزیابی تخصصی کمک کند.
همچنین وضعیتدهی، مراقبت از پوست، پیشگیری از عوارض بیحرکتی و آغاز توانبخشی متناسب با شرایط بیمار اهمیت دارند.
تشنج و مراقبت ایمن
تشنج ممکن است با تظاهرات حرکتی یا غیرحرکتی همراه باشد و همه تشنجها به شکل انقباضهای شدید و آشکار بدن بروز نمیکنند.
در مراقبت پرستاری، مشاهده و ثبت نوع حرکات، تغییر سطح آگاهی، مدت حمله و وضعیت پس از تشنج اهمیت دارد.
از نظر ایمنی، محافظت از بیمار در برابر آسیب ضروری است، اما مهار فیزیکی غیرضروری یا قرار دادن اشیا در دهان بیمار میتواند خطرناک باشد.
شناخت تفاوت حمله کوتاهمدت و وضعیت صرعی نیز برای اولویتبندی اقدامات اهمیت دارد.
آسیب تروماتیک مغز و پایش پیوسته
آسیب تروماتیک مغز ممکن است با اختلالات متفاوت سطح هوشیاری، حافظه، حرکت و رفتار همراه باشد.
یکی از موضوعات مهم، تفاوت میان آسیب اولیه و آسیب ثانویه است. آسیب اولیه در زمان حادثه رخ میدهد، اما عوامل قابل پیشگیری یا کنترل مانند هیپوکسی و افت فشار خون میتوانند آسیب را تشدید کنند.
در مراقبت پرستاری، ارزیابی مستمر وضعیت عصبی، پایش گردش خون و تنفس و شناسایی نشانههای خونریزی داخل جمجمه اهمیت دارد.
آسیب نخاعی و عوارض چنددستگاهی
آسیب نخاعی ممکن است علاوه بر اختلال حرکت و حس، بر عملکرد تنفسی، کنترل مثانه و روده، گردش خون و تنظیم خودمختار تأثیر بگذارد.
شدت و الگوی این اختلالات به سطح و کامل یا ناکامل بودن آسیب وابسته است.
در مراقبت از بیماران دارای آسیب نخاعی، پیشگیری از آسیب فشاری، مدیریت مناسب دفع، حمایت تنفسی در بیماران واجد شرایط و توجه به توانبخشی اهمیت دارند.
این موضوع نشان میدهد که پرستاری آسیب نخاعی به مراقبتی چنددستگاهی و بلندمدت نیاز دارد.
دیسرفلکسی خودمختار و ضرورت شناسایی سریع
دیسرفلکسی خودمختار یکی از عوارض مهم برخی آسیبهای نخاعی است که ممکن است با افزایش شدید فشار خون و سایر علائم خودمختار همراه باشد.
این وضعیت ممکن است در اثر محرکهایی مانند اتساع مثانه یا مشکلات روده ایجاد شود.
شناخت علائم، بررسی سریع وضعیت بیمار و اجرای پروتکل تخصصی اهمیت دارد.
این مبحث برای پرستاران بخشهای توانبخشی و مراقبت از بیماران دارای آسیب نخاعی کاربرد بالینی ویژهای دارد.
عفونتهای دستگاه عصبی مرکزی
مننژیت و انسفالیت از بیماریهایی هستند که ممکن است با تب، سردرد، تغییر سطح هوشیاری، تشنج یا سایر علائم عصبی همراه باشند.
در مراقبت پرستاری، پایش وضعیت عمومی و نورولوژیک، رعایت اقدامات پیشگیری از انتقال عفونت بر اساس عامل بیماری و اجرای درمان تجویزشده اهمیت دارد.
یکی از نکات علمی مهم آن است که نبود سفتی گردن یا یک علامت کلاسیک دیگر، عفونت دستگاه عصبی مرکزی را در همه بیماران رد نمیکند.
مولتیپل اسکلروزیس و مراقبت از بیماری مزمن
مولتیپل اسکلروزیس از بیماریهایی است که میتواند با علائم متغیر، دورههای عود یا پیشرفت ناتوانی همراه باشد.
در مراقبت پرستاری، توجه به خستگی، تغییرات حرکتی، اختلالات مثانه، مشکلات شناختی و تأثیر بیماری بر کیفیت زندگی اهمیت دارد.
درمانهای تعدیلکننده بیماری میتوانند برای بیماران واجد شرایط مفید باشند، اما برخی از آنها به پایش عوارض و ارزیابی خطر عفونت نیاز دارند.
آموزش و حمایت از خودمدیریتی، از اجزای مهم مراقبت بلندمدت است.
سندرم گیلنباره و خطر نارسایی تنفسی
سندرم گیلنباره یکی از بیماریهایی است که ممکن است با ضعف پیشرونده عضلات و کاهش رفلکسها همراه باشد.
در بعضی بیماران، ضعف عضلات تنفسی یا اختلالات عملکرد خودمختار میتوانند به عوارض جدی منجر شوند.
یکی از نکات مهم این است که اشباع اکسیژن طبیعی در مراحل اولیه، بهتنهایی ضعف پیشرونده عضلات تنفسی را رد نمیکند.
بنابراین مراقبت باید با توجه به ارزیابی بالینی و شاخصهای مناسب عملکرد تنفسی انجام شود.
میاستنی گراویس و اختلالات بلع و تنفس
میاستنی گراویس ممکن است با ضعف نوساندار عضلات چشمی، صورت، حلق یا اندامها همراه باشد.
در پرستاری، توجه به خستگی هنگام فعالیت، مشکلات بلع و احتمال درگیری تنفسی اهمیت دارد.
همچنین زمانبندی داروهای تجویزشده در ارتباط با فعالیت و تغذیه بیمار ممکن است از نظر مراقبتی اهمیت داشته باشد.
شناخت نشانههای بحران میاستنیک و ضرورت ارزیابی فوری از مباحث مهم این حوزه است.
بیماری پارکینسون و اهمیت زمانبندی داروها
بیماری پارکینسون ممکن است با اختلال حرکت، مشکلات تعادل، اختلال بلع و علائم غیرحرکتی همراه باشد.
یکی از نکات عملی مهم، رعایت زمانبندی داروهای تجویزشده است؛ زیرا تأخیر در مصرف بعضی داروهای ضدپارکینسون میتواند موجب تشدید علائم حرکتی یا مشکلات عملکردی شود.
همچنین مراقبت باید به خطر سقوط، یبوست، اختلال خواب و تغییرات شناختی توجه داشته باشد.
آلزایمر و مراقبت از بیمار دارای اختلال شناختی
در بیماران مبتلا به آلزایمر و سایر اختلالات شناختی، هدف مراقبت تنها پایش حافظه نیست.
ایمنی محیط، تغذیه، مصرف داروها، توانایی انجام فعالیتهای روزمره و نیازهای خانواده یا مراقبان نیز اهمیت دارند.
از نظر ارتباط درمانی، استفاده از جملات روشن و متناسب با توانایی بیمار و پرهیز از ایجاد اضطراب یا سردرگمی غیرضروری میتواند مفید باشد.
تومورهای مغز و نخاع
تومورهای دستگاه عصبی مرکزی ممکن است به دلیل اثر فضاگیر، فشار بر مسیرهای عصبی یا اختلال در عملکرد بافت مغز و نخاع موجب علائم شوند.
در مراقبت پرستاری، بررسی تغییرات عصبی، تشنج، درد، وضعیت شناختی و عوارض درمان اهمیت دارد.
مراقبت از بیماران تحت جراحی مغز یا درمانهای انکولوژیک نیز به همکاری نزدیک میان پرستاران، جراحان، متخصصان مغز و اعصاب و سایر اعضای تیم درمان نیاز دارد.
توانبخشی و بازگشت به عملکرد
یکی از محورهای مهم مراقبت نورولوژی، حفظ و بازیابی عملکرد است. بیماریهای مغز و اعصاب ممکن است بر حرکت، گفتار، شناخت، بلع و استقلال فردی تأثیر بگذارند.
در برنامه توانبخشی، همکاری پرستار با فیزیوتراپیست، کاردرمانگر، گفتاردرمانگر و سایر متخصصان اهمیت دارد.
همچنین آموزش خانواده و مراقبان باید با نیازهای واقعی بیمار و امکانات مراقبت در منزل هماهنگ باشد.
مقایسه با منابع تخصصی نورولوژی و جراحی مغز و اعصاب
برونر و سودارث یک مرجع جامع پرستاری داخلی و جراحی است که بیماریهای دستگاه عصبی را با تأکید بر ارزیابی و مراقبت بیمار بررسی میکند.
در مقابل، منابع تخصصی نورولوژی معمولاً جزئیات بیشتری درباره مکانیابی ضایعات عصبی، تشخیص افتراقی و درمانهای اختصاصی ارائه میدهند. منابع تخصصی جراحی مغز و اعصاب نیز به تکنیکهای جراحی، پایش تهاجمی و مدیریت آسیبهای پیچیده با عمق بیشتری میپردازند.
بنابراین جلد پانزدهم برونر برای آموزش دانشگاهی، مرور بیماریها و تقویت مبانی پرستاری مغز و اعصاب مناسب است، اما جایگزین آموزش تخصصی مراقبتهای ویژه عصبی یا راهنماهای درمانی پیشرفته نیست.
نقاط قوت کتاب
از مهمترین نقاط قوت این جلد میتوان به پوشش جامع ارزیابی نورولوژیک، بیماریهای عروق مغزی، ترومای مغز و نخاع، عفونتهای عصبی، اختلالات خودایمنی و بیماریهای تحلیلبرنده اشاره کرد.
ساختار منظم ششفصلی و ارتباط دادن مبانی عصبی به مراقبت بالینی، به دانشجو کمک میکند علائم و پیامدهای بیماریها را در چارچوبی منسجم بررسی کند.
همچنین توجه به تغییرات سطح هوشیاری، پیشگیری از آسیب ثانویه، ایمنی بیمار، اختلال بلع و توانبخشی، کاربرد این جلد را در محیطهای درمانی افزایش میدهد.
محدودیتها و ملاحظات علمی
یکی از محدودیتهای این جلد، گستردگی مباحث مغز و اعصاب در قالب یک بخش از مرجع عمومی پرستاری است. برای مطالعه مراقبت پیشرفته بیماران نورولوژیک بحرانی، روشهای پایش تخصصی و درمانهای جراحی پیچیده، منابع تکمیلی ضرورت دارند.
همچنین از زمان انتشار ویرایش ۲۰۲۲، بخشی از توصیههای مربوط به درمان سکته مغزی، صرع، مولتیپل اسکلروزیس، بیماریهای تحلیلبرنده و سایر اختلالات عصبی بهروزرسانی شدهاند.
بنابراین برای استفاده بالینی باید اطلاعات درمانی با راهنماهای معتبر جاری و پروتکلهای مرکز درمانی تطبیق داده شوند.
مطالعه نظری نیز جایگزین آموزش عملی و احراز صلاحیت حرفهای برای مراقبتهای تخصصی مغز و اعصاب نیست.
جمعبندی و ارزیابی نهایی
کتاب پرستاری داخلی جراحی برونر و سودارث ۲۰۲۲؛ مغز و اعصاب، جلد پانزدهم منبعی دانشگاهی برای شناخت عملکرد دستگاه عصبی و اصول مراقبت از بیماران مبتلا به بیماریهای مغز، نخاع و اعصاب محیطی است.
پوشش ارزیابی نورولوژیک، اختلال هوشیاری، سکته مغزی، تشنج، آسیبهای عصبی، عفونتها و بیماریهای خودایمنی و تحلیلبرنده، چارچوبی گسترده برای مطالعه پرستاری نورولوژی فراهم میکند.
این جلد برای دانشجویان پرستاری، پرستاران بخشهای مغز و اعصاب و جراحی اعصاب، کارکنان مراقبتهای ویژه و اورژانس و داوطلبان آزمونهای مرتبط با پرستاری انتخابی مناسب محسوب میشود.
برای ثبت نظر و امتیازدهی وارد حساب کاربری خود شوید
ورود / ثبت نامهنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
.png?v=1792766528)

















































.png?v=1792766528)
.png?v=1792766528)

.png?v=1792766528)