
آشنایی با منطق مارکسیسم
1405
1.4 MB
آگاهی دارم که:
۱. نمایش نسخۀ کتاب خریداریشده صرفاً از طریق «اپلیکیشن اختصاصی کتابخوان شناسنامه» امکانپذیر است.
۲. نسخۀ الکترونیکی کتاب خریداریشده تحت مالکیت مادی و معنوی انتشارات شناسنامه است و هر نوع سوءاستفاده از آن پیگرد قانونی دارد.
۳. پس از خرید نسخۀ الکترونیکی کتاب، مبلغ واریزی عودت داده نمیشود.
۲۵۰٬۰۰۰ تومان
۲۲۵٬۰۰۰ تومان
ویژگیهای کتاب
معرفی کتاب
اصطلاح دیالکتیک یکی از کهنترین مفاهیم فلسفی است. نخستین کاربرد آن در پانصد سال پیش از سقراط، در تفکر یونان باستان بروزکرد. مراد، نظریهی چهارعنصر است که واقعیت را ترکیبی از زمین، هوا، آب و آتش میداند که در تقابل دائم با هم هستند. سپس نزدیک به زمان سقراط، هراکلیتوس نوشت که همه چیز در ستیز و تغییر است، به عبارت دیگر هر چیزی به ضدّ خود برمیگردد. این عبارت وی مشهور است که گفت: «در یک رودخانه دو بار نمیتوان شنا کرد.» سقراط نیز از این مفهوم دیالکتیک برای اثبات حقیقت موردنظر خویش در برابر حریف مباحثهاش استفاده می کرد. بدین معناکه خود را قابلهای میدانست که در جریان گفتوگو با حریف خود حقیقت را میزایاند. افلاطون نیز در کتاب جمهوری، دیالکتیک را تحصیل بالاترین سطح شناخت تعریف کرد که در آن تخالف یا تضّاد مغلوب میگردد. ارسطو که آرایشگر فلسفهی یونانی است، نظرات هراکلیتوس، سقراط و افلاطون را در قواعد منطق صوری یک کاسه کرد و کاملترین منطق را که تا آن زمان عبارت بندی شده بود، ارائه داد که تا دو هزار و پانصد سال بر علم و فلسفه حکم میراند. از سدهی شانزدهم میلادی به بعد، همزمان با رشد اقتصادی و سیاسی جامعه، فلاسفه و دانشمندان منطق صوری را لازم، اما محدود یافتند. بر همین اساس بود که هگل از بطن منطق صوری دیالکتیک را ابداع کرد که کارل مارکس و فریدریش انگلس شاگردان او به قول خود، آن را بر روی دو پا برگرداندند.
گذشته از این، برخی از مارکسیستها از دیالکتیک طبیعت فردریش انگلس انتقاد کردند. در عین حال ماکس آدلراز تفاوتهای مهمی در اندیشههای دو بنیانگذار سوسیالیسم علمی سخن گفت، بعدها لوکاچ، به دیالکتیک طبیعت انگلس حمله کرد؛ چرا که به باور او این اندیشه که طبیعت خود به گونهای دیالکتیکی عمل میکند مغایر نظر مارکس است. زیرا از نظر مارکس دیالکتیک کشش متقابل ذهنیت و عینیت است و سرانجام به وحدت این دو میانجامد. دیالکتیک انگلس زیر نفوذ کشفیات داروین و در فضای فکری داروینیسم تدوین شد. انگلس پدیدههای اجتماعی را از دیدگاه طبیعتگرایی تفسیر میکرد. بایددانست مارکس و انگلس ملاحظات خود را در پرتو علم و ریاضیات آن روزگار ارائه میکردند که بسیاری از آنها امروزه نه تنها تغییر کرده اند، بلکه مورد تجدید نظر بسیاری از اندیشمندان نیز قرار گرفته اند. (نگاه کنید به لشک کوالوسکی، جریانهای مارکسیسم، جلد اول، ترجمه عباس میلانی).
برای ثبت نظر و امتیازدهی وارد حساب کاربری خود شوید
ورود / ثبت نامهنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
.png?v=1784560439)










































.png?v=1784560439)
.png?v=1784560439)

.png?v=1784560439)