
دروغهایی که به خودمان می گوییم
فارسی
۱8+ (بزرگسال)
188
رقعی
شومیز
سیاهوسفید
1404
چهارم
207 گرم
ارسال سریع
ارسال ۲ ساعته به تهران و در اسرع وقت به شهرهای دیگر
۴۹۰٬۰۰۰ تومان
۴۲۶٬۳۰۰ تومان
ویژگیهای کتاب
معرفی کتاب
معرفی کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم
کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم؛ چگونه با حقیقت روبهرو شویم، خودمان را بپذیریم و زندگی بهتری بیافرینیم، نوشته جان فردریکسون، ترجمه دکتر حمید شمسیپور و با ویراستاری علی سوری، از انتشارات ارجمند، اثری در حوزه روانشناسی، خودشناسی و رواندرمانی پویشی است. این کتاب به بررسی شیوههایی میپردازد که انسانها گاهی برای دور ماندن از هیجانهای دردناک و واقعیتهای ناخوشایند زندگی به کار میگیرند؛ شیوههایی که ممکن است در کوتاهمدت احساس امنیت ایجاد کنند، اما در بلندمدت به تداوم مشکلات روانشناختی و بینفردی منجر شوند.
بسیاری از افراد ممکن است با وجود تلاشهای مکرر برای تغییر، همچنان در روابط، تصمیمها یا واکنشهای هیجانی خود با مشکلاتی مشابه روبهرو شوند. فردی ممکن است در رابطهای ناراضیکننده باقی بماند، بارها نیازهای خود را نادیده بگیرد یا با وجود شواهد روشن، از پذیرش واقعیتی دشوار خودداری کند. کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم تلاش میکند این موقعیتها را از منظر خودفریبی و سازوکارهای دفاعی بررسی کند.
مفهوم «دروغ گفتن به خود» در عنوان کتاب، لزوماً به معنای دروغگویی آگاهانه و عمدی نیست. در رواندرمانی پویشی، بعضی فرایندهای دفاعی ممکن است خارج از آگاهی کامل فرد عمل کنند و به کاهش اضطراب یا دوری از تجربههای هیجانی دشوار کمک کنند. بااینحال، این فرایندها گاهی توانایی فرد برای شناخت دقیق نیازها، احساسات و واقعیت روابطش را محدود میکنند.
جان فردریکسون با استفاده از روایتها و مثالهای رواندرمانی، نشان میدهد که مسئله آشکار یک فرد همیشه تمام ابعاد مشکل او را توضیح نمیدهد. برای مثال، شکایت از رفتار دیگران ممکن است در کنار ترس از صمیمیت، دشواری بیان خشم یا ناتوانی در پذیرش یک فقدان وجود داشته باشد. در چنین شرایطی، بررسی تجربه درونی فرد میتواند به شناخت دقیقتری از عوامل تداومدهنده مشکل کمک کند.
یکی از محورهای اصلی کتاب، رابطه میان اجتناب و رنج روانشناختی است. اجتناب از تجربه هیجانهای دشوار ممکن است در کوتاهمدت آرامش ایجاد کند؛ اما اگر به الگویی ثابت تبدیل شود، فرد ممکن است فرصت شناخت و پردازش احساسات خود را از دست بدهد. این مسئله میتواند در روابط عاطفی، تصمیمگیری و شیوه برخورد با تعارضها نمایان شود.
کتاب همچنین به نقش واقعیتگریزی در روابط بینفردی توجه دارد. گاهی فرد از ترس تنهایی، طرد شدن یا مواجهه با تعارض، خواستههای خود را پنهان میکند یا رفتارهای آسیبزای رابطه را نادیده میگیرد. مواجهه با حقیقت در چنین موقعیتهایی به معنای قضاوت یا سرزنش خود نیست، بلکه مستلزم شناخت آنچه واقعاً تجربه میشود و بررسی انتخابهای ممکن است.
در رویکرد کتاب، پذیرش خود با انکار مشکلات شخصی تفاوت دارد. پذیرش به معنای شناخت واقعبینانه احساسات، محدودیتها، نیازها و مسئولیتهاست؛ بدون آنکه فرد برای حفظ تصویری مطلوب از خود، بخشهایی از تجربه خویش را نادیده بگیرد. این نگاه میتواند زمینه انتخابهای آگاهانهتر و روابط صادقانهتر را فراهم کند.
یکی دیگر از مباحث اثر، تفاوت میان توضیح دادن احساسات و تجربه کردن آنهاست. ممکن است فرد درباره دلایل خشم، اندوه یا ترس خود توضیحات فراوانی ارائه دهد، اما همچنان از تماس مستقیم با تجربه هیجانی فاصله بگیرد. نویسنده با استفاده از نمونههای درمانی، اهمیت توجه به تجربه زنده هیجانها را در فرایند شناخت و تغییر روانشناختی مطرح میکند.
کتاب در کنار خودشناسی، تصویری از ماهیت رابطه درمانی نیز ارائه میدهد. رواندرمانی در این چارچوب صرفاً گفتوگویی برای دریافت توصیه یا تخلیه احساسات نیست؛ بلکه رابطهای حرفهای است که در آن درمانگر و مراجع برای شناخت الگوهای دفاعی، بررسی تجربههای درونی و مواجهه با موضوعات اجتنابشده همکاری میکنند.
از ویژگیهای اثر، استفاده از داستانها و نمونههای بالینی است. این روایتها کمک میکنند مفاهیمی مانند خودفریبی، انکار، اجتناب، مقاومت و پذیرش واقعیت از حالت اصطلاحات انتزاعی خارج شوند و در موقعیتهای انسانی و قابلشناسایی مورد بررسی قرار گیرند.
کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم انتشارات ارجمند برای خوانندگانی مناسب است که به خودشناسی، بررسی الگوهای تکرارشونده روابط و شناخت نقش هیجانها در تصمیمگیری علاقه دارند. همچنین، دانشجویان روانشناسی و مشاوره، روانشناسان و رواندرمانگران میتوانند از آن برای آشنایی با شیوه توضیح مفاهیم رواندرمانی پویشی در قالب روایتهای قابلفهم بهره بگیرند.
این اثر راهنمایی برای تأمل و شناخت الگوهای روانشناختی است و نباید جایگزین تشخیص یا درمان تخصصی تلقی شود. همچنین، مواجهه با واقعیتهای دشوار زندگی همیشه ساده یا بیخطر نیست. در شرایطی مانند تجربه آسیب روانی شدید، روابط خشونتآمیز یا مشکلات جدی سلامت روان، دریافت حمایت حرفهای و توجه به ایمنی فرد اهمیت دارد.
بررسی کتاب
بررسی تخصصی کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم
کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم، نوشته جان فردریکسون، اثری روانشناختی با پشتوانه رواندرمانی پویشی است که به رابطه میان خودفریبی، اجتناب هیجانی و تداوم رنج میپردازد. موضوع اصلی کتاب این نیست که افراد چگونه عمداً به دیگران دروغ میگویند؛ بلکه نویسنده بررسی میکند چگونه ممکن است انسان از شناخت بخشی از واقعیت درونی یا بیرونی خود فاصله بگیرد و در نتیجه، الگوهایی را ادامه دهد که به زیان او هستند.
این اثر از نظر شیوه ارائه، میان کتابهای خودشناسی عمومی و متون تخصصی رواندرمانی قرار میگیرد. فردریکسون از تجربههای درمانی و روایتهای بالینی استفاده میکند تا سازوکارهایی مانند انکار، اجتناب، فاصله گرفتن از احساسات و مقاومت در برابر تغییر را در موقعیتهای قابلفهم توضیح دهد.
ساختار اصلی کتاب و مسیر شناخت خودفریبی
مرجع انگلیسی کتاب در شش فصل اصلی تنظیم شده است. این فصلها بهترتیب از احساس وجود مشکلی نامشخص آغاز میشوند و سپس به شیوههای دوری از حقیقت، مقاومت در برابر پذیرش، مواجهه با فقدان و محدودیت، گشودگی نسبت به واقعیت و در نهایت پذیرش میپردازند.
ترتیب این مباحث نشان میدهد که کتاب صرفاً درباره شناسایی رفتارهای اشتباه نیست؛ بلکه بر فرایند دشوار شناخت تجربه درونی و تغییر رابطه فرد با واقعیت تأکید دارد.
فصل اول: احساس اینکه چیزی درست نیست
نخستین فصل مرجع انگلیسی با عنوان Something Is Wrong آغاز میشود. بسیاری از افراد زمانی به مطالعه روانشناسی یا مراجعه برای درمان علاقهمند میشوند که احساس میکنند بخشی از زندگی آنان رضایتبخش نیست، اما نمیتوانند علت آن را دقیقاً مشخص کنند.
این احساس ممکن است در قالب نارضایتی مداوم از روابط، اضطراب، تکرار تعارضهای مشابه یا دشواری تصمیمگیری ظاهر شود.
یکی از نکات مهم در چنین موقعیتهایی، تفاوت میان مشکل آشکار و فرایندهایی است که آن را تداوم میبخشند. برای مثال، فرد ممکن است تنها رفتار دیگران را علت نارضایتی بداند، درحالیکه لازم باشد نحوه انتخاب رابطه، شیوه بیان نیازها و واکنش خود به تعارض را نیز بررسی کند.
البته این بررسی به معنای مقصر دانستن فرد در برابر بدرفتاری دیگران نیست؛ مسئولیت رفتار آسیبرسان همچنان متوجه عامل آن است.
فصل دوم: چگونه از حقیقت زندگی خود دوری میکنیم؟
فصل دوم با عنوان How We Avoid the Truth of Our Lives به الگوهای اجتناب از واقعیت میپردازد. این اجتناب ممکن است به شکل نادیده گرفتن احساسات، توجیه مداوم یک رابطه، تغییر موضوع هنگام مواجهه با مسئلهای ناراحتکننده یا پر کردن تمام زمان با فعالیتهای مختلف ظاهر شود.
در برخی شرایط، اجتناب آگاهانه است؛ اما بعضی فرایندهای دفاعی ممکن است بدون آگاهی روشن فرد عمل کنند.
در این چارچوب، بررسی خودفریبی به معنای جستوجوی دروغگویی اخلاقی نیست. مسئله آن است که فرد چگونه ممکن است برای کاهش اضطراب یا درد روانی، تصویری ناقص از واقعیت را حفظ کند.
سازوکارهای دفاعی و نقش آنها در کاهش درد روانی
سازوکارهای دفاعی در نظریههای روانپویشی به فرایندهایی اشاره دارند که میتوانند به تنظیم تعارضها و هیجانهای دشوار کمک کنند. دفاعها لزوماً در تمام شرایط ناسازگار نیستند؛ برخی میتوانند نقش محافظتی داشته باشند.
مشکل زمانی ایجاد میشود که الگوی دفاعی بهصورت انعطافناپذیر تداوم پیدا کند و شناخت واقعیت، تصمیمگیری یا روابط فرد را مختل سازد.
برای مثال، فرد ممکن است با توضیحات منطقی و طولانی درباره یک موضوع، از تجربه مستقیم اندوه یا خشم مرتبط با آن فاصله بگیرد. در شرایطی دیگر، ممکن است احساس ناخوشایند خود را بهکلی انکار کند.
تفسیر این رفتارها باید بر پایه بررسی دقیق و حرفهای انجام شود؛ زیرا نمیتوان صرفاً از روی یک رفتار، وجود سازوکار دفاعی مشخصی را با قطعیت نتیجه گرفت.
انکار و تفاوت آن با ناآگاهی
انکار یکی از مفاهیم شناختهشده در روانشناسی پویشی است. در بعضی موقعیتها، فرد ممکن است نسبت به اطلاعاتی دردناک یا تهدیدکننده واکنشی نشان دهد که پذیرش آن اطلاعات را به تعویق بیندازد.
بااینحال، انکار با ندانستن واقعیت تفاوت دارد. فردی که اطلاعات کافی در اختیار ندارد یا برای تصمیمگیری به زمان بیشتری نیاز دارد، الزاماً در حال انکار نیست.
از این رو، استفاده از مفهوم انکار باید با احتیاط انجام شود و نباید هر اختلافنظر یا عدم پذیرش تفسیر درمانگر را نشانه مقاومت روانی دانست.
توجیهگری و فاصله گرفتن از مسئولیت شخصی
گاهی فرد برای توضیح رفتارهای خود به دلایلی متوسل میشود که ممکن است بخشی از واقعیت را نشان دهند، اما همه عوامل مؤثر را روشن نکنند.
برای مثال، فردی ممکن است ماندن در رابطهای نامناسب را صرفاً به شرایط بیرونی نسبت دهد، درحالیکه ترس از تنهایی یا احساس ناتوانی در تصمیمگیری نیز در انتخاب او نقش داشته باشد.
شناخت این عوامل میتواند به افزایش آگاهی و بررسی انتخابهای ممکن کمک کند. بااینحال، عوامل بیرونی مانند وابستگی اقتصادی، تهدید، مسئولیت مراقبت از دیگران یا نبود حمایت اجتماعی نیز واقعیاند و نباید با برچسب خودفریبی نادیده گرفته شوند.
اجتناب از تجربه هیجانهای دردناک
انسانها معمولاً تمایل دارند از تجربه درد روانی فاصله بگیرند. اجتناب کوتاهمدت در بعضی موقعیتها میتواند سازگارانه باشد؛ اما اجتناب پایدار از هیجانها ممکن است فرصت شناخت نیازها، تعارضها و واکنشهای فرد را کاهش دهد.
برای مثال، فردی که هنگام احساس خشم بلافاصله موضوع را تغییر میدهد، ممکن است در شناخت مرزهای شخصی و بیان مخالفت با دشواری مواجه شود.
در رواندرمانی، توجه به هیجانها میتواند به شناخت تجربه درونی کمک کند؛ اما این فرایند باید با توجه به ظرفیت تنظیم هیجان، وضعیت روانی و ایمنی بیمار انجام شود.
تفاوت شناخت هیجان با تخلیه هیجانی
یکی از نکات مهم در بررسی رواندرمانی پویشی، تفاوت میان تجربه و شناخت هیجان با ابراز شدید و کنترلنشده آن است.
برای نمونه، شناخت خشم نسبت به یک رفتار ناعادلانه الزاماً به معنای پرخاشگری یا اقدام فوری نیست. فرد میتواند احساس خود را شناسایی کند و در عین حال، درباره نحوه پاسخ دادن تصمیمی متناسب بگیرد.
هدف کار درمانی، افزایش آگاهی و انعطافپذیری در پاسخ به هیجانهاست، نه تشویق به رفتار تکانشی.
فصل سوم: مقاومت در برابر پذیرش واقعیت
فصل سوم مرجع انگلیسی با عنوان The Refusal to Embrace به دشواری پذیرش واقعیتهای ناخوشایند مرتبط است.
گاهی فرد از نظر عقلانی میداند که رابطهای پایان یافته، انتخابی نتیجه مطلوب نداده یا شرایطی تغییر کرده است، اما پذیرش هیجانی این واقعیت برای او دشوار باقی میماند.
در چنین شرایطی، ممکن است تلاشهای مکرر برای بازگرداندن گذشته، انکار پیامدها یا جستوجوی اطمینان ناممکن به تداوم رنج کمک کنند.
پذیرش واقعیت به معنای موافقت با بیعدالتی، کنار گذاشتن تلاش یا صرفنظر از حقوق شخصی نیست؛ بلکه به شناخت دقیق وضعیت و انتخاب پاسخ متناسب با آن مربوط است.
رابطه میان خودفریبی و الگوهای تکراری روابط
یکی از محورهای شناختهشده کتاب، بررسی این پرسش است که چرا برخی افراد با وجود نارضایتی، در روابطی ناسالم یا نامتناسب باقی میمانند.
گاهی امید به تغییر طرف مقابل، ترس از تنها ماندن یا دشواری پذیرش پایان یک رابطه میتواند بر تصمیمگیری اثر بگذارد. اما باقی ماندن در یک رابطه همیشه ناشی از خودفریبی نیست و ممکن است محدودیتهای واقعی اجتماعی، مالی یا ایمنی در آن نقش داشته باشند.
بررسی رابطه باید میان مسئولیت رفتار فرد، رفتار طرف مقابل و شرایط محیطی تفاوت بگذارد.
نه گفتن و شناخت نیازهای واقعی
فرد ممکن است برای اجتناب از تعارض یا ترس از طرد شدن، بارها با درخواستهایی موافقت کند که با نیازها یا تواناییهای او سازگار نیستند.
در چنین موقعیتهایی، بررسی این پرسش که چرا فرد برخلاف خواسته واقعی خود پاسخ مثبت میدهد، میتواند به شناخت ترسها و انتظارات بینفردی کمک کند.
جرئتورزی به بیان روشن و محترمانه خواستهها و مخالفتها همراه با رعایت حقوق دیگران اشاره دارد. بااینحال، شیوه بیان مخالفت باید متناسب با شرایط رابطه و ملاحظات ایمنی باشد.
فصل چهارم: مواجهه با فقدان، پایانپذیری و محدودیتهای زندگی
عنوان فصل چهارم مرجع انگلیسی Die Before You Die است. این تعبیر را میتوان بهصورت استعاری در ارتباط با رها کردن تصویرهای غیرواقعبینانه از خود و پذیرش برخی فقدانها یا محدودیتهای زندگی بررسی کرد.
انسان ممکن است برای حفظ تصویری مطلوب از خود، پذیرش اشتباه، از دست دادن رابطه یا تغییر موقعیت اجتماعی را دشوار بداند. مواجهه با چنین واقعیتهایی میتواند با اندوه، اضطراب یا احساس ناامنی همراه باشد.
این فصل را نباید به معنای توصیه به آسیب رساندن به خود یا کنار گذاشتن امید به زندگی تفسیر کرد. موضوع، مواجهه روانشناختی با واقعیت و تغییر رابطه فرد با تصورات و انتظارات خود است.
سوگِ انتظارات برآوردهنشده
رنج روانشناختی همیشه به فقدان یک شخص مربوط نیست. گاهی فرد باید با از دست رفتن یک فرصت، پایان یافتن تصویری آرمانی از آینده یا ناتوانی در تغییر گذشته مواجه شود.
این تجربهها ممکن است با احساس اندوه و ناکامی همراه باشند. شناخت آنها میتواند به تمایز میان آنچه دیگر قابلتغییر نیست و اقدامهایی که هنوز امکانپذیرند کمک کند.
بااینحال، روند سازگاری با فقدان برای همه افراد یکسان نیست و نباید پذیرش سریع را به معیار سلامت روان تبدیل کرد.
فصل پنجم: گشودگی نسبت به حقیقت
فصل پنجم با عنوان Being the Opening for Truth بر آمادگی برای شناخت واقعیت، حتی زمانی که با تصور پیشین فرد ناسازگار است، تمرکز دارد.
گشودگی به حقیقت میتواند مستلزم تحمل عدم قطعیت، شنیدن بازخوردهای دشوار و بررسی سهم خود در مشکلات باشد. این فرایند با پذیرش بیچونوچرای هر ادعایی که دیگران مطرح میکنند متفاوت است.
برای شناخت واقعیت باید شواهد، زمینه و برداشتهای جایگزین بررسی شوند. پذیرش تفسیر شخص دیگری صرفاً به دلیل جایگاه یا اقتدار او، معیار کافی برای مواجهه با حقیقت نیست.
خودشناسی و مسئولیتپذیری بدون خودسرزنشی
یکی از چالشهای خودشناسی، تشخیص تفاوت میان مسئولیتپذیری و سرزنش افراطی خود است.
فرد ممکن است در انتخابها یا رفتارهای خود سهمی داشته باشد، اما این موضوع به معنای مسئولیت او در قبال تمام رویدادهای نامطلوب زندگی نیست.
مسئولیتپذیری سازنده شامل شناخت انتخابهای گذشته، بررسی پیامدها و اصلاح رفتارهایی است که در اختیار فرد قرار دارند. در مقابل، خودسرزنشی افراطی ممکن است به احساس شرم، درماندگی و کاهش توانایی اقدام منجر شود.
فصل ششم: پذیرش
فصل ششم مرجع اصلی با عنوان Embracing به پذیرش اختصاص دارد. پذیرش در این چارچوب را میتوان فرایندی دانست که در آن فرد بهجای ادامه دادن الگوهای اجتنابی، واقعیت تجربه خود و شرایط زندگی را روشنتر میبیند.
پذیرش میتواند شامل شناخت احساسات دشوار، محدودیتهای شخصی، پیامد انتخابها و امکان تغییر در آینده باشد.
هدف، رسیدن به حالتی همیشگی از آرامش یا حذف همه تعارضهای زندگی نیست؛ بلکه افزایش توانایی مواجهه با واقعیت و پاسخ دادن به آن با انعطاف بیشتر است.
نقش رابطه درمانی در شناخت خودفریبی
یکی از مفاهیم مهم کتاب، نقش رابطه میان درمانگر و مراجع در فرایند تغییر است. در رواندرمانی پویشی، آنچه میان درمانگر و مراجع رخ میدهد میتواند اطلاعاتی درباره شیوه تجربه هیجانها و روابط فراهم کند.
برای مثال، مراجع ممکن است در جلسه درمان نیز از بیان مخالفت اجتناب کند یا درباره قضاوت شدن نگرانی داشته باشد. بررسی حرفهای چنین واکنشهایی میتواند به شناخت الگوهای بینفردی کمک کند.
بااینحال، رابطه درمانی سالم باید مبتنی بر رضایت آگاهانه، احترام به استقلال مراجع و رعایت حدود حرفهای باشد. درمانگر نباید تفسیرهای خود را بهعنوان حقیقت قطعی بر بیمار تحمیل کند.
تفاوت کتاب با درمان شناختی ـ رفتاری
درمان شناختی ـ رفتاری معمولاً بر شناسایی ارتباط میان افکار، هیجانها و رفتارها، تدوین فرمولبندی مورد و استفاده از مداخلات ساختاریافته تأکید دارد.
اما کتاب فردریکسون بیشتر از منظر رواندرمانی پویشی به سازوکارهای دفاعی، اجتناب از تجربه هیجانی و رابطه درمانی توجه میکند.
این تفاوت به معنای وجود مرزی مطلق میان دو رویکرد نیست؛ هر دو میتوانند در شرایطی به اجتناب یا فرایندهای هیجانی بپردازند، اما زبان نظری، فنون و شیوه مفهومپردازی آنها متفاوت است.
تفاوت با کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید
کتاب «زندگی خود را دوباره بیافرینید» نوشته جفری یانگ و ژانت کلوسکو، با معرفی تلههای زندگی به بررسی الگوهای دیرپای مرتبط با روابط، ارزشمندی شخصی و تجربههای رشد میپردازد.
در مقابل، «دروغهایی که به خودمان میگوییم» بیشتر بر فرایند خودفریبی، اجتناب از احساسات و دشواری پذیرش واقعیت تمرکز دارد.
هر دو اثر میتوانند در شناخت الگوهای تکراری زندگی مفید باشند، اما یکی بر زبان طرحوارهها و دیگری بر مفاهیم رواندرمانی پویشی تکیه دارد.
تفاوت با کتاب رهایی از مشکلات هیجانی
کتاب «رهایی از مشکلات هیجانی» نوشته متیو مککی، مارتا دیویس و پاتریک فنینگ، مجموعهای از تمرینهای شناختی ـ رفتاری را برای مدیریت اضطراب، افسردگی، خشم و دیگر مشکلات هیجانی معرفی میکند.
اما کتاب فردریکسون بیشتر مبتنی بر روایتهای درمانی و بررسی شیوههای اجتناب از واقعیت و تجربه هیجانهاست.
ازاینرو، کتاب مککی و همکاران برای جستوجوی مجموعهای از مهارتهای مشخص خودیاری مناسبتر است؛ درحالیکه اثر فردریکسون برای تأمل درباره خودفریبی و تجربههای روانشناختی عمیقتر نوشته شده است.
ارزیابی علمی و محدودیتهای کتاب
مهمترین امتیاز کتاب، توضیح مفاهیم دشوار رواندرمانی پویشی با استفاده از روایتها و مثالهای قابلفهم است. این روش به خواننده کمک میکند تفاوت میان توضیح عقلانی یک مشکل و شناخت هیجانها و سازوکارهای دفاعی مرتبط با آن را بهتر درک کند.
بااینحال، نمونههای بالینی بهتنهایی اثربخشی یک روش درمانی را اثبات نمیکنند. برای ارزیابی ادعاهای درمانی باید به پژوهشهای کنترلشده، مرورهای نظاممند و تناسب یافتهها با شرایط بالینی توجه کرد.
همچنین، خودفریبی مفهومی است که باید با دقت استفاده شود. هر رفتار ناسازگار، اختلافنظر یا تصمیم ناموفق را نمیتوان نشانه انکار یا مقاومت ناهشیار دانست.
در نهایت، برخی مشکلات زندگی ناشی از شرایط واقعی بیرونی هستند و صرفاً با افزایش خودآگاهی برطرف نمیشوند. کتاب را باید منبعی برای تأمل روانشناختی و شناخت احتمالی الگوهای فردی دانست، نه راهکاری قطعی برای حل همه مشکلات.
نقاط قوت کتاب
- تألیف جان فردریکسون، رواندرمانگر و مدرس رواندرمانی پویشی
- تمرکز بر شناخت خودفریبی و اجتناب از واقعیتهای دشوار
- معرفی سازوکارهای دفاعی با مثالهای قابلفهم
- استفاده از روایتها و تجربههای بالینی
- توجه به رابطه میان اجتناب هیجانی و تداوم رنج
- بررسی دشواری پذیرش فقدان و محدودیتهای زندگی
- پرداختن به الگوهای تکرارشونده روابط بینفردی
- توجه به تفاوت میان پذیرش واقعیت و انفعال
- معرفی نقش رابطه درمانی در شناخت تجربههای درونی
- ساختار ششفصلی و موضوعمحور در مرجع اصلی
- قابلاستفاده برای خوانندگان علاقهمند به خودشناسی و دانشجویان روانشناسی
مخاطبان مناسب و نامناسب کتاب
این کتاب برای افرادی مناسب است که به خودشناسی، بررسی الگوهای تکرارشونده روابط، شناخت شیوههای اجتناب از احساسات و فهم نقش واقعیتگریزی در مشکلات زندگی علاقه دارند. همچنین، دانشجویان روانشناسی، مشاوران و رواندرمانگران میتوانند از آن برای آشنایی با شیوه روایتمحور توضیح مفاهیم رواندرمانی پویشی استفاده کنند.
در مقابل، این اثر برای خوانندگانی که به دنبال یک کتاب کار مرحلهبهمرحله شناختی ـ رفتاری یا راهنمای جامع درمان اختلالات روانپزشکی هستند، مناسبترین انتخاب نیست. همچنین، در شرایط همراه با آسیب روانی شدید، خطر ایمنی یا مشکلات پیچیده سلامت روان، کتاب بهتنهایی جایگزین درمان تخصصی محسوب نمیشود.
خرید کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم
اگر به دنبال کتابی برای شناخت خودفریبی، بررسی سازوکارهای دفاعی، درک نقش اجتناب از هیجانهای دردناک و آشنایی با فرایند پذیرش واقعیت هستید، کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم؛ چگونه با حقیقت روبهرو شویم، خودمان را بپذیریم و زندگی بهتری بیافرینیم، نوشته جان فردریکسون، ترجمه حمید شمسیپور، انتشارات ارجمند میتواند انتخاب مناسبی برای مطالعه باشد. برای مشاهده مشخصات نسخه، بررسی قیمت و موجودی و ثبت سفارش میتوانید به فروشگاه اینترنتی کتاب شناسنامه مراجعه کنید.
برای ثبت نظر و امتیازدهی وارد حساب کاربری خود شوید
ورود / ثبت نامهنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
.png?v=1792766528)































.png?v=1792766528)
.png?v=1792766528)

.png?v=1792766528)